جستجوی خدا

امروز یه جمله ای از یکی از دوستام دریافت کردم. جمله ای که منو برد توی فکر:

جستجوی شادی همان جستجوی خداست.

بعد با خودم فکر کردم دیدم شاید شاد بودن هم بتونه عبادت باشه. اصلا" خیلی چیزای دیگه هم میتونه عبادت باشه. محبت کردن، عشق ورزیدن، گذشت داشتن. خلاصه اینکه یه کم خیالم راحت شد. آخه خیلی ناراحت بودم از اینکه خیلی وقته بصورت رسمی من عبادتی انجام ندادم.  ولی عوضش من خیلی همه رو دوست دارم. تقریبا" وقتی به درونم نگاه میکنم میبینم که هیچ کس نیست که من واقعا" ازش بدم بیاد. من یه جورایی همه ی آدما رو دوست دارم و تقریبا" نمیتونم کسی رو دوست نداشته باشم.

من عید امسال رو ایران بودم و تقریبا" یه ماهی میشه که برگشتم. برای عروسی برادرم رفتم و خیلی خیلی هم بهم خوش گذشت. تمام این مدت به وبلاگ های همه سر زدم  ولی وقت نمیکردم بنویسم. سرم شلوغه. هر روزتا ظهر میرم کلاس زبان و بقیه ی روز رو هم مشغول کارای خونه ام. برخلاف شوشو که بشدت معتقد به برگشت به ایرانه من معتقدم که باید حداقل سه سالمون رو بمونیم تا پاسپورتمون رو بگیریم. از زندگی خونه بدوشی خوشم نمیاد. اگه برگردیم باید حداقل تا پنج سال اینده یه پامون اینجا باشه و یه پامون ایران و من اصلا" این روش رو نمی پسندم. بخاطر همین هم شروع کردم اینجا دارم دنبال کار میگردم. فکر میکنم اگه کار پیدا کنم یه ذره از استرس شوشو هم کم میشه و وقتی یه درآمدی داشته باشیم با اطمینان بیشتری میتونیم برای موندن تصمیم بگیریم. رزومه مو برای چند جایی فرستادم ولی تا بحال هیچ کدوم زنگ نزدن. نمیدونم چی میشه؟!!!!

دلم برای شوشو هم میسوزه طفلک خیلی سختشه. این رفت و آمد و دوری از بچه ها. ولی بهرحال این بهایی هستش که ماها باید بپردازیم. هنوز به نبودنش عادت نکردم. هنوز دلم از رفتنش میگیره. روز پنج شنبه رسوندمش دم سی باس که بره و بعد توی راه برگشت نمیتونستم جلوی اشکامو بگیرم. همینطوری اشک میریختم. توی دلم انگار رخت میشستن. فکر میکنم یه ترس درونی خیلی عمیق نسبت به جدایی از آدما در من وجود داره. خیلی عمیقه.

این روزا سفید برفی داره خیلی شبیه خودم میشه. عاشق درس خوندنشم. با دقت و علاقه میشینه درس میخونه. خیلی منظم و مرتب و قرتیه. شازده کوچولو هم سیستم اینجا براش خوب بوده. اصلا" دیگه با هم کنتاکت نداریم سر درس و مشق. البته چون درس و مشقی وجود نداره که من مثل ایران بخوام خودمو بکشم که کامل و بدون نقص انجام بشه.

خلاصه اینکه زندگی قشنگه و من خیلی دوستش دارم. من جستجو میکنم شادی ، زیبایی ، محبت و عشق و آرامش رو و پیداش میکنم توی چیزای ساده ی زندگیم.

/ 1 نظر / 10 بازدید
صدف

بنظر منم بمونین ارزشش رو داره سیستم مدرسه ایران افتضاحه ادم اعصاب براش نمیمونه