احساس من

چیزی در درونم وجود داره. مدتهاست میخوام راجع بهش حرف بزنم. ولی هر دفعه نتونستم. نمیتونستم به کلام بیارمش.

امشب که به ویولت عزیز سر زدم. با خوندن پستش ناخودآگاه شروع کردم به اشک ریختن. انگار چیزی در درونم تکون خورد.

با اجازه اش اون متن رو میذارم اینجا. شرح حال منه این روزا...

تن هامون از هم دوره...خیلی دور. خیلی وقته با هم حرف نزدن، دیگه زبون همدیگه رو فراموش کردن.ساعتها کنار هم به سر می برند بدون برقراری ارتباطی..بدون احساس یا نیازی. زبون درست حرف زدن رو فراموش کردن.چند وقته؟ از کی؟

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

سلام خاله دریا ماشالا ماشالا زود و تند راه رفتنم کامل شده آخه به توصیه ی مادر بزرگ بابام مولتی ویتامین می خره مامانم هم هر روز همراه آب میوه میده می خورم توپل نیستم اما با رسیدگی مامانم الحمدالله قوی و روبراهم خدا رو شکر [قلب] ممنونم که به من و مامان بزرگ سر میزنی[ماچ]

دوست من

راستی دزیا جون غم و غصه خوردنش زیاد خوشمزه نیست دنیا ارزش مکث کردن اونم تو غصه ها رو نداره چیزای خوشمزه تری دورو برمون هست که اگه ما نخوریمشون دیگران با حسرتاشون از ما میدزدنشون[چشمک] با آرزوی شادی و سلامتی منتظرت می مانم دوست من[گل]

دیناخانومی

سلام ممنون بهم سر زدید و وقت گذاشتید! دارم کم کم پست هاتونو می خونم! اگه وقت بشه[چشمک] راه رفتن سفیدبرفیتون هم مبارک[قلب] یک لحظه یاد راه رفتن پسرک افتادم![لبخند]

آرام

دریا نیازت رو به زبون آوردی ؟ خواسته ت رو صادقانه خواستی ؟ دریا عشق تو زندگی مشترک خیلی زود تبدیل به عادت می شه باید دوباره به وجودش بیاری . باید دوباره گرمش کنی . از هر راهی که می تونی . با یه دید دیگه نگاهش کن . انگار که تازه بهش رسیدی . انگار که اولین باره می بینیش . شدنیه عزیزدلم امتحان کن ..... خیلی جرف ها برات دارم عزیزم ... اگه دوست داشتی ....

دوست من

ممنون از کامنت با ارزش شما که منو متوجه و بیدار کرد این ایام عزاداری عزیزان زهرا (ع) را به شما دوست خوبم تسلیت گفته و التماس دعا دارم

پرستو

چرا؟؟؟؟[ناراحت]

پرستو

you have got a mail!!

رنگین کمون سفید

[سوال][سوال][سوال] خوب تو بخواه!!![نیشخند] زودم شگست نخور!!! ( اگه یه وخ ناز کرد![زبان])

سفید برفی

سلام دریای عزیزم.ممنونم که بهم سرزدی. سفیدبرفی گل حالش چطوره؟از طرف من ببوسش خانومی.راستی چندسالشه؟[ماچ][گل][قلب]