لحظات من

سفید برفی این روزا انگار داره لحظه به لحظه بزرگ یشه. باورتون میشه؟

توی سفر که بودیم توی یه فروشگاه از قسمت عروسک ها رد میشدیم. یکدفعه دیدیم حال سفید برفی دگرگون شد و شروع کرد ابراز احساسات کردن. اصلا" تا بحال یه همچین صحنه ای ندیده بودیم. خلاصه بغلش کردیم و بردیمش سمت عروسکا. بچه نمیدونست چیکار کنه از بس ذوق کرده بود. بیشتر به عروسک هایی که شبیه بچه بودن علاقه نشون میداد. بالاخره هم یکیشو برداشت.

واقعا" هم این نی نی شو دوست داره.

دیروز یه کمی سرما خورده بود و حال نداشت. هر کاری میکردم شیر منم نمیخورد. دست آخر مامانم که اینجا بود نی نی شو آورد زیر سینه ی من و گفت: نی نی ممه بخوره. یک دفعه دیدم سفید برفی عروسک رو پرت کرد یه طرف و خودش شروع کرد شیر خوردن. باور کنین این فسقلی همه چیزو میفهمه فقط نمیتونه حرف بزنه.

امروز بعد از ظهر هم تلفن رو برداشت گذاشت دم گوشش و گفت: الو. بعدشم یه سری چیزو پشت سر هم میگفت.

شازده کوچولو هم روزبروز داره بزرگ میشه. رابطه ی خیلی خوبی با سفید برفی داره. سفید برفی هم خیلی دوستش داره و براش ابراز احساسات میکنه. البته یه جاهایی هم مثل زمانهایی که شازده کوچولو میخواد ووی یا کامپیوتر بازی کنه و سفیدبرفی نمیذاره، یه مشکلاتی داریم که با حول و قوه ی الهی حلش میکنیم.لبخند

شازده کوچولو عاشق مونوپولی شده. این بازی رو خودش از سفر با پولهای تولدش خرید. الان هم شوشو و شازده و خواهر زاده ها و داداش و زن داداشم دارن نصفه شبی مونوپولی بازی میکنن. منم که مثلا" در حال مردن بودم میخواستم  بخوابم که کارم به اینجا کشیده شد.نیشخند

یه چیزی که این دفعه تو مسافرت برام جالب بودم نحوه ی خرید کردن شازده کوچولو بود. شده عین آدم بزرگا. دیگه مثل بچگی هاش هر چیزی میبینه نمیخواد. خیلی منطقی فکر میکنه، بررسی میکنه و بعدش خرید میکنه. خداییش هم خرید های خوبی کرد.

عیدتون هم مبارک. چه اونایی که یه فیضی از این ماه بردین چه اونایی که براتون فرقی نمیکرد و این ماه هم مثل بقیه ماهها گذشت. ولی برای من این ماه آغاز آشناییم با دوره هایی بود که فکر کنم تاثیر مهمی در زندگی من بذاره. چیزی که مدتها بود دنبالش بودم. در ضمن یه کار خیر که سالها بود میخواستم انجام بدم بالاخره امشب انجام دادم. شاید بعدا" براتون بگم. فقط رمضان هدیه ی خودشو بمن داد.

/ 9 نظر / 17 بازدید
هانیل

سلام سلام عید شما هم مبارک خیلی دلم میخواست از روابط این دوتا کوچولو بگین چون برام نحوه برقراری ارتباط بچه ها که به نظر من همش دست بزرگتر هاست که باید بهش جهت بدن جالبه خوشحالم که فیض بردین [گل]

تولدی دیگر

مرسی دریا جون که بهم سرزدی. راستش منم یه پسر دوساله دارم و خدا داره تا 4 ماهه دیگه هم بهمون یه دختر میده. خواستم سن شازده کوچولوت رو و واکنشش رو در قبال دختر گلت بدونم. خیلی نگران باربدم هستم و اینکه چی خواهد شد. ممنون میشم که راهنمایی کنی. گلاتو ببوس

فاتحی

باسلام ازآشنایی با وبلاگ خوبتان خوشحال شدم امیدوارم پایدار باشید

پرستو

خوش به حالت! برای من هم دعا کن!!

پرستو

دلم برای دیدن یه بچه ی شیرین و بازی کردن باهاش لک زده!

فيروزه مامان روژان

سلام خوبي عزيزم. خيلي خوبه كه تونستي به شازده گل ما ياد بدي كه منطقي خريد كنه. اين كار رو اكثرا بلد نيستن انجام بدن. راستي در مورد شامپو جانسون بايد بگم چون ميزان اسيدش نسبت به بقيه شامپوها زياده و موهاي دخمل من هم سست و حساسه به پيشنهاد دكترش فعلا استفاده نمي كنم. الان از Lander امريكايي استفاده مي كنم كه اسانس هندونه هم داره. روژان وقتي از حوم بيرون مي ياد سرش رو دولا مي كنه تا همه موهاش رو بو كنن و تاييد كنن كه بو هندونه مي ده[نیشخند]

فيروزه مامان روژان

سلام دريا جون. خوبي؟ مرسي از راهنماييت . مي شه بگي كرديت كارت يا گواهينامه بين المللي را چه شكلي مي شه تهيه كرد. آدرس اون مغازه ايرانيه هم بگو تا نزديك اون هتل بگيريم . ممنون. راستي من اسفند سال ديگه مي خوام برم دبي زندگي كنم. به نظرت چطوره؟ مي ارزه شغلم رو از دست بدم؟

نسرین - م

خوش بحالت که هم دختر داری هم پسر . البته پسر من مزدک هم ، تمام دلخوشی من تو زندگیمه ولی دختر داشتن برای یک زن ، ... میدونی چی میگم

IP

تا حالا به خودكشي فكر كردي؟