در عجبم!!

در عجبم از آدمایی که با یه رستوران رفتن یه شبه پنجاه شصت هزار تومان خرج میکنن و حاضر نیستن ده هزار تومان برای خرید هدیه ی عید برای معلم فرزندشان بدهند.  باور کنین خیلی برام عجیبه!!!

من امسال با وجود سختی کار قبول کردم که نماینده ی کلاس شازده کوچولو باشم. یکی از کارهایی که باید میشد هماهنگی برای خرید هدیه برای قدردانی از معلم بود. برام عجیب بود که این آدما که همشون با ماشین های مدل بالا میان مدرسه و بوی گند پز دادنشون حال آدم رو بهم میزنه برای دادن ده هزار تومان اینقدر اگر و اما بیارن که چه و چه و چه!!!

واقعا" برام عجیب بود. چشام چهار تا شد وقتی یکی از مادرا که تصادفا" همسرش هم صاحب یکی از معروفترین کارخانجات ایرانه، بگه: یعنی چی که معلون نشه کی پول داده، کی پول نداده!! باید یه کارت تهیه بشه و روی اون اسم تمام کسایی که پول دادن نوشته بشه تا بقیه که پول ندادن بدونن دنیا دست کیه. غافل از اینکه مدیر نازنین مدرسه اینکارو فقط برای این انجام میده که اشخاصی مثل این خانم نرن هدیه های شخصی گرون قیمت برای معلم ها تهیه کنن و یه جورایی بخوان حتی یه ذره احساسات معلم رو غلغلک بدن و یا بدتر از اون هیچ بچه ای از اینکه هدیه نداده سرشکسته نشه و احساس ناراحتی نکنه.

برام عجیب بود که از یه کلاس 23 نفره فقط ده نفر مشارکت کنن. و اون میلیاردر های معروف کلاس اصلا" بروی مبارک نیارن که این هدیه از طرف همه داده میشه.

برام عجیب بود که مدیر مدرسه کمبود پول این کلاس رو جبران بکنه و بگه بقیه اش رو من میدم، درست نیست که این معلم کمتر از بقیه هدیه بگیره.

عجیب ترین مساله برام این بود که چرا آدما اینطورین؟ من مطمئنم که تموم اون کسایی که پول ندادن اگه قرار باشه هدیه رو بصورت شخصی بدن، کمتر از ربع بهار نمیدن، پس چرا حالا که حرکت گروهی میشه و قرار نیست منیت کسی ارضاء بشه، اصلا" حاضر نیستن وارد ماجرا بشن.

عجیب ترین چیز برام حال بد خودم از صبح تا حالاس؟ برام عجیبه که بخاطر برخورد این آدما حالم اینقدر خراب شده؟ چه توقعی داشتم؟ اینکه همه بیان و با عشق برای معلمی پول بدن که بی شک تنها معلمیه که همیشه لبخند میزنه؟

چرا من نمیتونم به این مدل آدما حق بدم؟ چرا نمیتونم فکر کنم که اونا هم دلایلی برای خودشون دارن؟ چرا نمی تونم این قضیه رو رها کنم و با تک تک اون آدما مکالمه دارم؟

خداوندا منو از این قضاوت ها رها کن، چون وقتی منفی ام حالم خیلی بده.

/ 5 نظر / 5 بازدید
زنجبیل

من به جرات میتونم بگم نود و نه در صد از بخشندگی ها به خاطر ارضای منیته . نود درصشون شامل همون منیتی میشه که تو بهش اشاره کردی و نه در صد بقیه هم که حاضر میشن بدون اینه شناخته بشن کاری بکنن برای کسی دارن اون منیعت معنی خودشون رو تتمیع میکنن . همون منیتی که تو کار خوب میکنی تا بتونی به خودت بگی: من عجب ادم خوب و بزرگواری هستم !! واقعا فقط یک درصد اونم شاید از ادمها باشن که نه به خاطر خودنمایی و نه به خاطر ارضای حس خوب بودن و راضی بودن از خود ببخشن و خوبی کنن

پرستو

نمیدونم! شاید همون یک درصد هم میخوان خودشون رو واسه خداوند عزیز کنن!!! به هر حال دریا جان، من هم مثل تو مخالف قضاوت کردن هستم. اما نمیشه هم همه چیز رو ببینیم و خودمون رو بزنیم به خنگی! چه خوشمون بیاد، چه نیاد، جامعه ی ما اصلا کار گروهی رو نپذیرفته و نتونسته باهاش کنار بیاد. پس باید از کار گروهی با این جامعه پرهیز کرد چون به عقیده ی من این تحول کار یکی دو نفر نیست و تو اگه عمری رو هم پای این کار بذاری فقط خودت رو از بین برده ای. در عوض با دیدن این مسائل میتونی خودت رو قویتر کنی و به بچه هات آموزش کار گروهی بدی. واقعا هم خسته نباشی. کار طاقت فرسایی رو تقبل کرده ای ها!!

صدف

منم فکر میکنم علتش اینه که معلوم نمیشه کی حقدر پول داده. عزیزم این تو فرهنگ ما ریشه دوانده پز دادن و سبقت گرفتن تو خودشیرینی و رشوه دادن اینا شده حزیی از فرهنگ ما بدبختانه

پریسا

از وقتی خوندم نوشته ات رو, دارم سعی می کنم خودم رو جای اونها بگذارم و درکشون کنم. قبول کن که کار سختی می خواهی بکنی.

هلن

هميشه برام جاى سوال بوده كه چرا آدمهاى پولدار اينقدر بى مرام و گاهى خسيس هستند و اكثريت هم موقع هديه دادن خساستشون بيشتر گل ميكنه و ميخواهند با كمترين هزينه سر و ته قضيه رو يكجورى به هم بيارند. نمونه اش رو من خيلى زياد ديده ام چه در فاميل چه در ميان دوستان. همسر كارخانه دار معروف ميخواد كمتر از 10،000 تومن بده آخه 10 تومن هم پوله اين دوره؟ اون هم براى ميلياردرى مثل اون. خدا پول رو به چه كسانى ميده و يك عده به شام شب محتاجند.[ناراحت]