من وابسته

بعضی موقع ها با خودم فکر میکنم این کانادا اومدن ارزش دور شدن من و شوشو از همدیگرو داره؟ درسته سه هفته قراره بمونه ولی همونم برام سخته. مخصوصا" وقتی قراره این سه هفته ها تکرار بشه.

این جور موقع ها راه میوفتم میرم پیاده روی یا میرم مال یا پارک با بچه ها میگردم. بعد میبینم که آره ارزش داره که توی یه همچین شهر زیبایی زندگی کنی و یه هوای تمیز تنفس کنی و یه ذره هم تو ترافیک گیر نکنی. ارزش داره که بچه ات بهت بگه مدرسه اش رو خیلی دوست داره یا وقتی میری جلسه ی مدرسه معلم بگه این طفلک ها از ساعت ٩ تا ٣ همش دارن زحمت میکش و دیگه وقتی میان خونه وقت استراحتشونهچشم و تو با خودت فکر کنی طفلک بچه های ایران که وقتی میان خونه هم باید هی بخونن و بنویسن.

ارزش داره که وقتی بچه ار مدرسه میاد بگه باید یه متن بنویسم راجع به فلان شخص آدم حسابی که در سن دوازده سالگی انجمن حمایت از کودکان کار رو تاسیس کرده و این مربوط به درس تعلیمات اجتماعیشون باشه و تو یادت بیاد که چقدر تو ایران وقتی از بچه ات اجتماعی میپرسیدی تو دلت و البته بعضی موقع ها هم بلند بلند به جد و آباد همه ی آخو*ند ها فحش میدادی. یادت بیاد که چه اراجیفی رو میخواستن تو مخ بچه ات بکنن و تو هم مجبور بودی براش وقت بذاری و البته هی وسطش بگی عزیزم اینا دروغه.

ولی بیشترین ارزش رو میدونین چی برام داره؟؟ اینکه این من وابسته که اینقدر جدا شدن از عزیزانم برام سخت بوده، دارم بزرگ میشم. دارم یاد میگیرم که زندگی همینه و باید این جدایی ها رو تجربه کنم. شاید خندتون بگیره ولی اولین روزی که سفید برفی رو اینجا گذاشتم مهد کودک، نتونستم برگردم خونه. انگار منتظر بودم اون گریه کنه و سراغم رو بگیره ولی اون خیلی منطقی موند و اصلا" هم سراغی ازم نگرفت. اونجا بود که بیشتر متوجه شدم که این منم که کندن همیشه برام سخته. یاد روز اومدنم افتادم که توی فرودگاه نمیتونستم پشت سرم رو نگاه کنم.

میدونم من قراره این مرحله رو هم طی کنم. مثل همیشه با موفقیت.چشمک

خلاصه اینکه همه چی روبراهه. فقط من کمی خسته ام بخاطر کار زیادی که این روزا دارم.

از بودن با بچه ها کیف میکنم. عطر تنشون مستم میکنه و هزار بار خدا رو بخاطر داشتنشون شکر میکنم.

/ 7 نظر / 11 بازدید
سپيده(صبا)

خوشحالم برات. خيلي وقته كه خواننده‌ات هستم و از طريق رويا جان با شما آشنا شدم. كاش من هم يكم اراده‌ي شما رو داشتم، كاش ميتونستم به وابستگيم غلبه كنم. البته شما خواهر وبرادراني در ايران دارين. براي من سخته كه برم چون خواهرم از كشور خارج شده و فقط من و برادرم مونديم. سخته كه منم برم. پس پدر و مادرم چي؟! روزي 100 بار اين سوالات رو ميپرسم، روزي 1000 بار بي‌خيالش ميشم. خوشحالم كه خوشحالي[ماچ][گل]

پریسا

معلومه که همه چیز خوبه. این مرحله ی کندن از وابستگیها, واقعا ارزشش رو داره.

سحر

خدا را شکر که همه چیز روبراهه و از تصمیمی که گرفته ای راضی هستی. موفق باشی.[گل]

الهام

همیشه شاد و موفق باشی

شیدا

سلام عزیزم من بعد از مدتها دوباره شروع به نوشتن کردم خوشحالم که وبت رو به روز میبینم

آیلین

یه اعتراف صادقانه بکنم ؟ حسودیم شد ! [ابرو]