حس خوب من

دیشب رفتیم کنسرت مستان و همای. واقعا" عالی بود. اونقدر لذت بردم بخصوص از صدای دف و سه تار.

آخرش یه ترانه ای خوند راجع ب ایران. همه از جاشون بلند شدن و  خیلی ها هم گریه کردن. یه حس عجیبی داشت کنسرت. از اون شبایی که اصلا" دلت نمیخواد تموم بشه. با خودم فکر میکنم کاش بیشتر از این برنامه ها برم. حالا که اینجا موقعیتش هست باید استفاده کنم.

امروز هم خونه دوستمون دعوت بودیم نهار و امروز هم خیلی خوش گذشت. خدایا ممنون بخاطر وجود دوستای خیلی خوب.

/ 3 نظر / 13 بازدید
سعید

دومین سلام.خوشحالم که خوشحالتری !خوبه که در کنار اون همه کار و تلاشی که می کنی به لذت زندگی کردن هم توجه می کنی.شرکت در این برنامه ها واسه روحیه ات مفیده.

مریم

عزيزم شايد باور نكني. ديروز داشتم آرشيو ليلي عزيز مامان آراز رو مي خوندم كه دراروپا زندگي مي كنند. با همسر و فرزندش چند ماه قبل رفته بودند كنسرت مستان و هماي؛ يهو ياد سي ديش افتادم و دلم پركشيد... چقدر خوبه كه از اين فرصت استفاده كردي. همواره شاد و تن درست باشي نازنينم. پسر و دختر كوچولوت رو مي بوسم.

بانوی مهر

عزیزدلم آرزو می کنم تک تک لحظه هات سرشار از شادی و ارامش باشه عزیزم. بهترین ها رو برای تو و خانواده ت می خوام دوست خوبم....[بغل]