بیادم میمونه

دلم میخواد یه چیزایی یادم بمونه. خودت میدونی من آدم قدر شناسی ام و همیشه قدر کارایی رو که دیگران برام میکنن میدونم. ولی تو همیشه برام متفاوتی عزیزم.

مثلا" سه شنبه شب که شازده کوچولو مریض بود و توی خواب حالش به هم خورد، تو که میدونی من نسبت به استفراغ خیلی حساسم و متاسفانه با دیدن استفراغ حال خودم هم به هم میخوره، نذاشتی من بیام تو اتاق و تموم اتاق رو تمیز کردی و ملافه ها رو شستی و نه تنها همین یه بار بلکه سه بار دیگه هم این اتفاق افتاد و تو دوباره همین کارو کردی.

یا روز چهارشنبه وقتی دیدی سفید برفی هم حالش بده، و همون ویروس لعنتی افتاده به جونش با وجود اینکه خیلی کار داشتی سرکار نرفتی و موندی تو خونه تا با هم به بچه ها برسیم.

همیشه یادم میمونه که چقدر بهم میگی کار نکنم و خودمو خسته نکنم یا اینکه به خودم برسم و برای خودم پول خرج کنم.

یادم میمونه که هر وقت هر چیزی رو بخوام فقط کافیه به زبون بیارم و تو تو یه چشم به زدن برام آماده کنی.

یادم میمونه که توی این یازده سال زندگی مشترکمون از اون اول نذاشتی حتی یه سر سوزن نگران مخارج خانواده یا وضعیت اقتصادی باشم و همیشه بهترین رو تو زندگی برامون فراهم کردی.

دیروز تولدت بود عزیز دلم و من متاسفانه ویروسی شده بودم و از شب قبلش بالا میاوردم ولی دلم میخواست برات هدیه بخرم. بخاطر همین با حال زارم رفتم و برات یه بلوز و یه برس خریدم و فکر میکنم خوشت اومد. هر چند که ناراحت بودی از اینکه خودم رو خسته کردم ولی من دلم میخواست برات کیک هم بخرم که نتونستم. تموم دیروز رو خوابیدم و تازه فهمیدم که بچه ها توی این چند روز چی کشیدن.

میدونی چیه عزیز دلم؟ من هرگز و هرگز حتی برای یه لحظه هم از اینکه با تو ازدواج کردم پشیمون نشدم. تو در تمام لحظات زندگیم تا به این لحظه برام بهترین بودی.

همین باعث میشه شبا وقتی یه وری و چشت به من خوابیدی، بیام و سرم رو بذارم وسط کتفات و دستامو از پشت دور کمرت حلقه کنم و احساس کنم خوشبخت ترین زن دنیام.

البته بگم هااااااااااااااااااا! هنوز بخاطر عصبانیت ها و خشونت هات ناراحت میشم، هر چند که این ناراحتیم هم بخاطر خودته. اون جور موقع ها نگران سلامتیتم. دلم میخواد اون قلب مهربون و مسئولت همیشه تو آرامش باشه عزیزم.

/ 8 نظر / 8 بازدید
بیژن آریا

درود بر گرامی همدل. 9سالی هست که وبلاگ نویسم. تاکنون کوشش کردم درحد و اندازه های ملی باقی مانده و وارد سیاست نشوم. اما اکنون وضعیت ایران را به گونه ای دیدم که اگر بخواهم کناره گیری کنم به زیان ایران عزیزمان تمام میشود. آمدم تا به همه وبلاگ نویسان بگویم: روزی صفحه سفید شناسنامه برای من هم موجب افتخار بود ولی اگر این صفحه در این دوره سفید بماند موجب ننگ میشود. ماباید به خاطر نجات ایران هم که شده به کسی غیر از احمدی نژاد رای دهیم. من از تمامی وبلاگ نویسان عزیز که از وضع موجود ناراضی هستند خواهش میکنم این بار تحریم انتحابات را کنار گذاشته و با حظور در پای صندق های رای به باختن احمدی نژادیسم ها کمک کنند. چون تحریم انتخابات این دوره = نابودی هرچه بیشتر ایران عزیزمان می باشد،وارد میدان سیاست شده ام. دوستان عزیزی که می خواهند دلایل نارضایتی من از این دولت را بدانند به تارنگارم(وبلاگم)آمده و نوشته ای که درباره انتخابات نوشته ام را بخوانند. به امید روزهای بهتر،دست آوردها و پیشرفت های بیشر در عرصه های جهانی... ××کوچک فرزند ایران زمین×× بیژن آریا

سمیرا

واییییییییی خوش به حالت ! چه جس خوبی![قلب]

پریسا

زیبا بود. در کنار هم برقرار باشید.

سارا

به خاطر مریضی هر سه تا تون ناراحت شدم ولی خوش حال به خاطر اینهمه حس خوب خدا کنه حس هات همیشه پایدار بمونه و خوشبخت باشی [ماچ]

پرستو

[لبخند][قلب][قلب][لبخند][قلب] 1- تولدش مبارک!! 2- حالا که خوبی؟؟؟؟ همتون خوبین دیگه؟ 3- خیلییییییییییییییییییی ذوق کردم که نوشته ات رو خوندم. انشالا همیشه کنار خوشبخت و خندان باشین و روزبروز قدر محبتهای همدیگه رو بیشتر بدونین. [ماچ]

مهربانو

88962424 آموزشگاه انديشمند [کلافه] من چرا فكر ميكردم گل پسر اوله؟؟[گریه] قربونت برم تماس بگير . به سلامتي [ماچ]

سوگند

الهی بگردم ... ایشالا که حال همگیتون خوب شده باشه عزیزم ... تولد همسری هم که اینهمه خوب و ماهه مبارک باشه[گل]

پرستو

سلام خانومی. چطوری؟ خوبی؟ ببین اگه وقت نداری لااقل هر از گاهی فقط یه خبر از خودت بده که خوبی و خوشی... خیلی کم پیدایی. من هی نگرانت میشم![ناراحت]