سرزمین آرزوها

یادمه یه روز رویا یکی از دوستای وبلاگی برام نوشت که آدم اولش که میاد خارج از کشور توی ماه عسله. چون همش امکانات و نکات مثبت اونجا رو می بینه. منم الان توی همون شرایطم. یعنی از وقتی اومدم اینجا همش با خودم میگم یعنی جای به این زیبایی هم وجود داشت و ما نمیدونستیم. بخصوص اینکه هوا هم عالیه این روزا و خلاصه خود اینجایی ها هم کلی بهمون میگن حسابی کیف کنین که دیگه از این خبرا کمه. از هر جا که رد میشم پر از زیباییه. از هر جا که رد میشم با خودم میگم:‌ وای جون میده برای نقاشی.

بهرحال برای من اینجا همون سرزمین آرزوهاست.

البته این به این معنی نیست که اصلا" استرس یا دلتنگی نداشتم. چرا بوده بخصوص روزای اول که دل نگران خونه پیدا کردن و این حرفا بودیم، یا بعضی موقع ها که بیکارم و به فامیل و بخصوص پدر و مادرم فکر میکنم و دلم خیلی میگیره، ولی یه چیزی همش در درونم فریاد میزنه که الان جای درستی ام. حضور مثبت دوستای خوب هم خیلی بهم کمک کرده. دوستای خیلی خوب که میدونم خیلی کم گیر میان. و به طرز عجیبی آدمای خوب که خدا در سر راهمون قرار میده و هر کدوم یه جورایی کمکمون بودن.

کلام آخر اینکه خوشحالم که اومدم اینجا و احساس میکنم که دقیقا" به موقع اومدم.

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

سلام، به نظر این حس همه ماست وقتی توی این شرایط قرار می گیریم. به یه چیزی ایمان دارم و اون هم اینه که هر جور به این جای جدید نگاه کنی همونطور هم برات پیش میاد. از صمیم قلب برات آرزوی شادی و موفقیت می کنم و دقیقا می دونم الان چه حسی داری. دلتنگی همیشه هست اما باید بدونیم که وجود دلتنگی خیلی بهتر از زنددانی بودن توی شرایطی هستش که نقشی توی به وجود آوردنش نداشتیم. خوش و موفق باشی

پریسا

چقدر منتظر بودم که خبری ازت برسه و چیزی بنویسی. خدا رو شکر که خوبین. ونکوور هستین نه؟

پردیس

[بغل] سلاااام خوش اومدی! دقیقا درک می کنم. خوش بگذروووووووون!

مامان فراز

خوش باشید اونجا و موفق. منتظرم پستهای بعدی رو هم بخونم

امیرخان

یه کم بیشتر از کانادا بگو لطفا . واسه اونهایی که میخوان بیان استفاده کنن از تجربیاتتون

سحر

خوشحالم که خوشحالی

نلی

دریا جان خوب شد که خبری از خودت دادی. ایشالا همه چیز به خوبی و خوشی براتون پیش بره.

پرستو

چه عالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!

سارا

خدا راشکر که همه چیز خوبه[ماچ]