فریاد

میدونی چیه ؟؟ دلم میخواد فریاد بزنم از ته دلم. دلم میخواد فریاد بزنم و بگم که دیگه دلم نمیخوام الکی الکی تائیدت کنم.

حق با تو نیست عزیز دلم. چون وقتی تو نبودی من رفتم گراندویله آیلند. تنهایی هم رفتم. با جی پی اس هم رفتم. به همون آدرسی هم که امروز زدم رفتم. در کمال آرامش هم رفتم. خیلی هم بهم خوش گذشت.

ولی دلم خیلی برات میسوزه که فقط بخاطر اینکه بشنوی حق با توئه فریاد میزدی . مشت و لگد به در ماشین میزدی و اصلا" هم برات مهم نبود که این روز به این قشنگی رو به سادگی خرابش کردی و چقدر دل بچه ها و منو شکوندی. منم نخواستم که بگم حق با توئه چون نبود.

برام عجیبه که اینقدر کم تحملی. خدایا حتی توی این شهر به این زیبایی تحمل این که پنج دقیقه دیرتر برسی رو نداری.

میدونی چیه؟ دارم یه چیز وحشتناکی رو متوجه میشم و اونم اینکه من کم کم داره دوست داشتنم نسبت به تو کم میشه و این خیلی منو میترسونه. چون میدونم که وقتی دوست نداشته باشم میرم. فقط تا زمانی که دوست دارم هستم. پس تو رو خدا یه کم کمتر از همیشه خشونت کن چون منم ظرفیتم داره تموم میشه.

کاش یه جایی رو داشتم میرفتم یه کم کارای امروزتو فراموش میکردم. نمیدونم چرا هر چی گریه میکنم اشکام بند نمیاد.

/ 5 نظر / 9 بازدید
پردیس

فکر کنم خیلی ازآقایون زود عصبی می شند. ولی نمی دونم چاره اش چیه؟

سارا

خدا نکنه هیچ وقت دوست داشتنت حتی کم بشه چون زندگی بدون عشق خیلی چرت میشه[ناراحت]

سحر

همه آدمها ظرفیت یکسای در برابر مشکلات ندارند. بعضی ها هم مثل همسر تو زود عصبی میشن. به خودت مسلط باش عزیزم.

لادن

سلام من همینطوری تو گوگل سرچ میکردم که به وبلاگ شما رسیدم که هم اسم وبلاگ منه مطالبت برام یکم عجیب اومد خیلی بی پرده بود خیلی جرات و شهامت میخواد اینجور حرف زدن بهت تبریک میگم نمی دونم سر چه مسائلی با هم درگیر میشید و لی هر چیزی چاره ای داره ولی اینو به جرات میتونم بگم که فقط دوست داشتن و عشق میتونه زندگی ها رو به دنبال خودش بکشه موفق باشی

پریسا

این پست رو الان خوندم. سخته. مراقب خودت باش. فقط چیزی که به فکرم میرسه اینه که تمرکزت رو از روی شوهرت بیار روی خودت که عصبانیت اون انرژی تو رو نخوره. البته خیلی سخته.