گرداب

حس میکنم وسط یه گرداب گیر کردم. نه فرو میرم نه میتونم از توش دربیام. فقط رنج میکشم. دروغ چرا تمام تلاشم در جهت فرو رفتنه. خفه شدن. با خودم فکر میکنم چقدر رها میشم وقتی توی این دنیا نباشم. حتی فکر میکنم در نهایت به نفع بچه هام هم باشه. صبح ها یه ساعتی توی ترافیکم و تمام اون یه ساعت دارم فکر میکنم مرگ چرا هر وقت خودش میخواد میاد سراغ آدم نه وقتی که ما میخوایم. چرا خدایا نه اختیار موندنمون دست خودمونه نه رفتنمون. خیلی نامردیه به نظرم. 

میدونم این دوران هم میگذره ولی من این دفعه اگه غرقم نشم مطمئن نیستم که سالم از وسط این گرداب دربیام. یعنی من همه ی چیزایی که بهشون ایمان داشتم توی یه هفته ی گذشته برام زیر و رو شده. فکر میکردم محبتم صداقتم حمایتم یه روزی جواب میده. ولی اشتباه کردم. زرنگی و سیاستمدار بودن خیلی بهتر جواب میده. کاش خدا به جای این همه صداقت یه سر سوزن بهم سیاست میداد.

نمیخوام خدایا گله کنم ازت که نهایت پرروییه. منو ببخش. میدونی که حالم بده. میدونی که فقط تو رو دارم. میدونی که نمیخوام دیگه با هیچ آدمی حرف بزنم. میخوام برخلاف همیشه هنر پیشه ی خوبی باشم. نمیخوام دیگه به هیچ آدمی اعتماد کنم. میدونم اگه دردامو با آدما شریک بشم یه روزی بهم آسیب میزنن. خدایا فقط با خودت. بعضی موقع ها با مرده ها حرف میزنم. با عموم با مامان بزرگم. مرده ها از زنده ها قابل اعتماد ترن. خدایا کاش نبودم. 

/ 3 نظر / 45 بازدید
سارا

الان فقط می تونم برات دعا کنم وقت اذان و غروب روز عرفه فکر کنم انقدر انرژی مثبت هست که دعاهامون اجابت بشه

پریسا

دریا جان نمیدونم چی بگم. معلومه که فکرت شدیدا درگیره. سعی کن از کسی کمک بگیری و ناراحتی هات رو خالی کن. ماها همیشه نمیتونیم خودمون مشکلاتمون رو حل کنیم. دردها هر چقدر هم که زیاد باشن. وقتی خالی شدن، می فهمی که باهاشون چه باید بکنی. بعضی وقتها دل آدم اینقدر سنگین میشه که قلبت میخواد بایسته. باید بار قلبت رو سبک کنی. خواهش میکنم که یک مشاور پیدا کن و باهاش صحبت کن. برات آرزوی آرامش میکنم دوست خوبم.

سعید شرقی

سلام دریای گرامی با این نوشته هات حسابی نگران شدم!