فرشته هاي كوچولوي من

هدیه ی زندگی

امروز حس عجیبی داشتم. هر لحظه احساس میکردم

این لحظه هدیه ی خداست. فرصتیه برای عشق ورزیدن و دوست داشتن. هدرش نده. از کجا معلوم؟ شاید فقط لحظه ای دیگر در این دنیا نباشی.

بعضی موقعها ترسام میان سراغم. ترس از دست دادن که توی من خیلی قویه. این جور موقعها میرم توی یه فضایی انگار واقعا" اون عزیزمو از دست دادم. ولی این روزا دارم تمرین میکنم که به همه ی عزیزانم به شکل یه هدیه ی الهی نگاه کنم. لطفی که خدا به من کرده و به جای ترسیدن میتونم هر لحظه در شکر و سپاس باشم.

قسمت سخت ترش اینه که به اونایی که آزارت میدن و یه جورایی هم بهت جسبیدن هم به چشم وسیله ای نگاه کنی برای نزدیکی به خودش. سخته آره. ولی عزیزانی دارم که این کارو کردن و حالا بعد از گذشتن سالها اعتراف میکنن که اگه اون ارتباط ها تو زندگیشون نبود شاید نمیتونستن اینقدر نزدیک بشن.

واقعا" این زندگی زمینی به نظر من در عین بی ارزش بودن خیلی خیلی با ارزشه،  اگه به عنوان فضایی برای رسیدن به کمال بهش نگاه کنیم.


پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ - دريا