فرشته هاي كوچولوي من

جنگ

بعد از چند روز بی پستی امروز دوتا پست گذاشتم. شرمنده دیگه ما اینیم.

من کمتر اخبار گوش میدم. احساس میکنم اخبار پر از دروغ و انرژی منفیه. فرقی هم نمیکنه از کدوم شبکه باشه یا کدوم کشور و به چه زبانی. معمولا" اتفاقات منفی دنیا رو تصویر میکنه. اما...

این روزا انگار بی اختیار میرم سمت تلویزیون و کانالای خبری. انگار دلم میخواد هر لحظه خبر جدیدی رو بشنوم. بشنوم که جنگ تموم شده. بشنوم که دیگه کشت و کشتاری در کار نیست.

دلم میلرزه با دیدن تصاویر کودکان و زنان و دختران و پسران در خون کشیده شده. مهم نیست اونا کجایین یا دینشون چیه. مهم اینه که دقیقا"‌ماها و فرزندان و برادران و خواهران یا عزیزان ما میتونن جای اونا باشن. مهم نیست کی مقصره. حماس یا اسرائیل یا اعراب یا ایران یا ... مهم اینه که یک عده بیگناه دارن جلوی چشم همه ی مردم دنیا قتل عام میشن. فقط و فقط به خاطر جاه طلبی و خودخواهی یک عده ی دیگر.

یادم میاد زمان جنگ رو و اینکه چقدر دلمون میلرزید. یادم میاد شبی رو که پدرم تهران نبود و تا صبح موشک کیزدن و مامانم بالای سر ما چهارتا دعا میخوند. با خودم فکر میکنم حالا هم نوبت مردم بی پناه غزه اس.

چی میشد میتونستیم فریاد بکشیم فقط و فقط در دفاع از انسانیت در دفاع از عشق و دوستی بدون اینکه منتسب بشیم به هیچ حزب و فرقه و گروه سی*یا*سی خاصی.

حالم از تمام کسانی که برای رسیدن به صلح و آزادی روی جنازه ی انسانها قدم برمیدارند بهم میخوره. از کسانی که به جنگ و به کشتن بعنوان یک راه حل معتقدند. از کسانی که حسین (ع) براشون یه بازیچه اس برای گریه کردن و زار زدن الکی بحال حقارت خودشون یا برای فخر فروشی و نمایش ثروتشون و نشون دادن دیگهای بزرگ نذریشون.

رسم بی درس یعنی همین. عاشورای حسین گذشت، عاشوراهای امروز و فردا هم میگذره و ما فقط نظاره گریم.

کجا هستند گاندی ها و امام موسی صدرهای زمان ما؟‌

یاد کلامی از مادر ترزا افتادم که وقتی ازش پرسیدند که در تظاهرات ضد جنگ شرکت میکنه یا نه؟‌ جواب داد نه ولی اگر تظاهراتی برای دفاع از صلح باشه حتما"‌شرکت میکنم.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧ - دريا