فرشته هاي كوچولوي من

برزخ مدرسه

سه سال پیش وقتی میخواستم پسرک رو کلاس اول ثبت نام کنم فقط به مدرسه ی غیرانتفاعی فکر میکردم. خیلی از دور و بری هام که خودشون فرهنگی بودن بهم میگفتن بهتره دبستان دولتی بره. ولی من اونموقع ها سر کار میرفتم و تا ساعت 3 شرکت بودم. دلم نمیخواست بچه از ظهر به بعد خونه ی این و اون باشه تا برم دنبالش.

این بود که بعد از تحقیقات فراوان مدرسه ی فعلی پسرک رو انتخاب کردم. که جزو مدارس معروف و تقریبا" گران تهرانه. البته نه از اون معروفهایی که فقط از ما بهترون رو ثبت نام میکنن.

توی این سه سال تنها مزیتی که توی این مدرسه دیدم سیستم زیان بسیار قوی اش بود. به طوری که الان پسرک از لحاظ گفتاری و شنیداری زبان انگلیسی خیلی قویه . لهجه اش هم خیلی عالیه. بالاخره روزی 2 ساعت و نیم زبان داشتن اونم زیر نظر یه موسسه ی قدیمی و معروف مطمئنا" موثره.

متاسفانه مثل همه ی تجارتهای ایرونی که وقتی خرشون از پل میگذره همه چیزو فراموش میکنن این مدرسه امسال همکاریشو با اون موسسه ی زبان قطع کرد و گفت میخواهیم خودمون آموزش زبان رو به عهده بگیریم. حال چطوری اصلا" تا به الان هیچی به ما اعلام نکردن.

از لحاظ آموزش فارسی مدرسه در سطح خیلی معمولی و شاید بعضی مواقع پائین تر هم عمل میکنه. تعداد بچه ها 28 الی 30 نفر در هر کلاسه و من معمولا" در طول سال تحصیلی تمامی کارهای درسی پسرک رو خودم کنترل و بررسی میکردم. دائم هم در حال کار کردن با پسرک بودم.

نکات منفی این مدرسه اولیش اینه که بچه های این مدرسه تقریبا" 97 درصدشون از خانواده های خیلی پولدار هستن که اغلب یا خارج بزرگ شدن یا خارج بدنیا اومدن یا ...و این بنظر من باعث شده پسرک توی یه محیط فیلتر شده از آدمهای پولدار و بیشتر تازه بدوران رسیده قرار بگیره و این نکته بنظر من فرصت تجربه ی خیلی چیزهارو به پسرک نداده. بنظر پسرک داشتن تمام چیزهایی که داره خیلی بی اهمیته چون همه ی دوستاش اونارو دارن و حتی بهترشو.

دومین نکته ی منفی این مدرسه اینه که دیسیپیلین در اونجا وجود نداره. یعنی به بچه ها کمتر از گل نمیگن. حالا بچه دیر بیاد، زود بره هر کاری کنه چون باباش فلان میلیاردر معروفه کاری به کارش ندارن. مثلا"  من آخرین باری که رفتم مدرسه شاخ در آوردم از اینکه پسرک جلوی پای معلمش نایستاد و اصلا" انگار نه انگار که معلم وارد شده. ازش پرسیدم: چرا بلند نشدی جلوی پای معلمت. میگه: هیچ کس بلند نمیشه. در ضمن توی کارنامه هم به همه ی بچه ها نمره ی بیست میدن. حالا فرقی نداره بچه زحمت کشیده یا نکشیده. همه بیست اند.

این مسایل باعث شد که من به دنبال تغییر مدرسه ی پسرک باشم. چند روز پیش رفتم به یک مدرسه ی دولتی که شنیده بودم خوبه و چندتا از مادرهای همین مدرسه پسرک بچه هاشونو بردن اونجا ثبت نام کردن سر زدم. مدرسه خیلی قدیمی بود یعنی از لحاظ ظاهری خیلی با مدرسه ی پسرک فرق داشت. با مدیر صحبت کردم گفت که نیاز به کمک مالی دارن و بخاطر تعمیر مدرسه بشدت از لحاظ مالی در مضیقه اند و بخاطر همین هم اگه ما کمک کنیم پسرک رو ثبت نام میکنن. ولی تاکید کرد که  با بچه مثل سایرین رفتار میشه و هیچ تفاوتی با بقیه نخواهد داشت.

پسرک رو هم با خودم برده بودم. خودش مخالف نبود با عوض کردن مدرسه. فقط میگفت دلم برای دوستام تنگ میشه. راستش با خودم فکر میکنم اگه اون پولی رو که به مدرسه ی غیرانتفاعی میدم اینجا بدم واقعا" از لحاظ روانی راضی ترم چون میدونم تا قرون آخر صرف مدرسه میشه و یه خیری هم به بقیه ی بچه ها میرسه. از طرفی برای پسرک هم بد نیست که چندتا بچه ی از لحاظ مالی پائین تر رو ببینه و یه کم دیسیپیلین یاد بگیره.

ولی از طرفی میترسم بچه نتونه خوش رو با شرایط جدید وفق بده و یا تنها بودن و جدایی از دوستاش اذیتش کنه. بخصوص اینکه میگن کلاس چهارم توی مقاطع ابتدایی از بقیه سخت تره. من هیچ شناختی از مدارس دولتی و وضعیت تدریس یا بقیه ی مسائلشون ندارم.

به دلم افتاد اینجا از شماهایی که تجربه دارین بخوام که نظرتونو بهم بگین. شماها هم که تجربه ی بچه داری ندارین میشه احساستون رو بهم بگین؟

مرررررررررررسی

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧ - دريا