فرشته هاي كوچولوي من

ارشاد یا ارعاب؟

امروز با خواهر زاده هام رفته بودم خرید. این نامزدی داداشه هم حسابی سرکارمون گذاشته.

راستش من خیلی شیک پوش نیستم. یعنی خیلی معمولی لباس می پوشم و معمولا" آماده شدنم برای بیرون رفتن حداکثر ده دقیقه وقت میگیره. ولی از دیدن آدمای شیک پوش خیلی خوشم میاد.

خواهرزاده های گلم یکیشون 16 سالشه و اون یکی 19 سالشه. اونا از این مانتو سبزای جیغ که امسال مد شده پوشیده بودن و یه آرایش خیلی خیلی سبک هم داشتن.

خلاصه دم گلستان دیدیم ماشین گشت ارشاد وایساده دو تا خواهر چادری و دوتا برادر هم دم در با بی سیم و تشکیلات. من واسه خودم نگران نبودم ولی گفتم اگه این دوتا بچه رو بگیرن جواب خواهرمو چی بدم.

خلاصه کلی تنم لرزید تا از دم در وارد پاساژ شدیم وکلی توی دلمون به خواهرها فحش دادیم.

چقدر مجبوریم خودمون رو سانسور کنیم. تا کی حتی نمیتونیم برای نوع لباس پوشیدنمون خودمون تصمیم بگیریم. یعنی زن ایرانی حتی به اندازه ی اینکه لباسشو انتخاب کنه شعور نداره؟

بچه که بودم از بابام میپرسیدم: حکومت نظامی یعنی چی؟ حالا میفهمم یعنی چی؟

دلم از این همه توهین گرفته....از این هوای مسموم....این همه انرژی منفی...

به دوستم که توی کانادا زندگی میکنه میگفتم: خیلی حرفه که توی این فضا زندگی کنی و هنوز عاشق زندگی باشی.

من هر رو زصبح خدا رو بخاطر نعمت زندگی که بمن عطا کرده شکر میکنم، ولی شب که میشه انگار له له شدم.

واقعا" آزدای نعمت بزرگی که خدا به آدمها داده ولی آدما از هم گرفتنش.

کاش میشد حداقل تصور میکردیم که آزادیم........

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٤ امرداد ۱۳۸٧ - دريا