فرشته هاي كوچولوي من

خرید

امروز من و سفید برفی و پسرک به همراه خواهرزاده ام رفتیم خرید. نزدیک خونمون یه مغازه شیرین عسل باز شده که تا حالا فرصت نکرده بودیم بریم. طبق معمول پسرک که عاشق خرید کردنه و خیلی هم با سلیقه خرید میکنه یه دونه سبد برداشت و توش رو پر از خرت و پرت کرد. از این لحاظ عین پدرشه چون من خیلی اهل خرید نیستم. ولی شوهرم خدا وکیلی خیلی با سلیقه است و خیلی هم خرید کردنو دوست داره. وقتی رفتیم پای صتدوق و حساب کردیم شد 3200 تومان. پسرک با تعجب گفت مامان چقدر کم شد!! راست میگقت طفلی. به نظر خودمم کم شد.خداییش این اجناس ایرونی در مقایسه با خارجیهاش دست کمی نداره ولی خیلی ارزونتره.

بعد رفتیم یه چند تا مغازه ببینیم خیر سرمون که سفیدبرفی اونقدر جیغ زد که دست از پا درازتر برگشتیم. حتی یه ثانیه هم توی کالسکه بند نمیشه. تقصیر خودمه از بس که بیرون نمیرم و همش توی خونه ام بچه عین آدم ندیده ها شده. خلاصه اینکه حسابی عرقمونو در آورد. اینم از خرید کردن ما.

خوب شد حداقل شیرین عسل رو رفتیم وگرنه پسرک شاکی میشد طفلک......

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٧ - دريا