فرشته هاي كوچولوي من

مرگ بر ...

همه مون دور هم توی اتاق نشیمن نشستیم و هر کدوم مشغول کاری هستیم.

من و شوشو تلویزیون میبینیم. شازده کوچولو پی اس پی بازی میکنه و سفید برفی نقیش میکشه. یعنی همون نقاشی.

یه دفعه با خودش تکرار میکنه: مرگ بر دیکتا*تور.

یاد این می افتم که موقع انقلاب منم همین سن و سال بودم و مامانم میگفت مرتب میگفتم: (ن ها رو ل بخونید چون من اون موقع زبونم میگرفت و به ل میگفتم ن )بنند بگو نا اناه انا ناهخجالت

راست میگن تاریخ تکرار میشه.

چند روز دیگه عازم سفر هستم. برگشتم به همتون سر میزنم.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸ - دريا